Tuesday, April 25, 2017

در افغانستان با تآسف که باز هم مانند سالهای قبل از 1370 به سوی تحریکات اقوام به مقابل یک قوم به پیش میرود که اصلا مایه نگارنی خیلی جدی است. گروهی از گرداننده گان فیسبوکی با هویت کاذب و یا وابسته، هم چنان عده یی از رسانه ها تلاش دارند تا باز اقوام را به مقابل یک قوم دیگر تحریک داده و از گل آلود شدن آب، ماهی خود را بیگیرند.
این گروه ها هر واقعه را جنبه قومی و سمتی داده و اذهان مردم عام را زهرآگین ساخته و در مقابل اقوام مورد هدف شان ایجاد نفرت کرده و سبب دور شدن شان از دولت شده و آماده شکار مناسب و کم زحمت  برای شکارچیان حامی همین گرداننده های فیسبوکی و رسانه یی میشوند.
اما حوادث اخیر مانند شفاخانه 400 بستر نظامی و قول اردو را از دید غول های تبلیغانی نه بلکه از دید حقایق بیبینیم و اگر این حملات هدف های قومی داشته باشد، باید به نفع آن قوم تمام شود و حکومت داری هم با دور شدن مردم نه بلکه با نزدیک شدن مردم تحقق میابد. اما این حوادث که اگر آن قوم به هدف قومی انجام داده باشد که اصلا ذهنیت مردم را بحای تسخیر، علیه خود میسازند. مگر اینقدر بی عقل اند که با دور ساختن مردم به اهداف سیاسی شان برسند؟
نخیر چنین نیست. بلکه کسانی اند که از میل سلاح صاحب آرگاه و بارگاه شده اند و از برکت آن نان خورده اند و بخاطر حفظ آن از هیچ کاری دریغ نمیکنند ولو از هر قومی هم باشند. برای شان فرقی ندارد که تمام قوم خود شان هم قربانی شود طوری که در سال های بعد از 70 الی امروز هم دیدیم. و همین افراد حامی اصلی تروریزم اند و با سازمان دهی عملیات اینچنینی مانند سالهای قبل از 70 سایر اقوام را میخواهند هدفمندانه علیه یک قوم قرار داده دوباره تامین منفعت کنند.
تنها به کدام حرف زدن چند انتحاری دلیل به دست داشتن تمام قوم آن و یا هدف قومی داشتن آنها هرگز نمیباشد. همچنان همه میدانند که امروز منطقه وزیرستان پاکستان یک مرکز تجارت انتحاری شده و هرکی میتواند با تادیه پول انتحاری بدست آرد و به هدف مورد نظر خود استفاده کند.
در افغانستان از یک طرف گروه های افراطی و تروریستی در حال تخریب کشور دراند و از طرف دیگر افرادی بخاطر اختلافات سلیقه یی و قومی شان.
در کشور های که دارای نظام قوی دولتی اند، و هر فرد از جامعه و تشکیلات دولتی در موقعیت و موقف خود جوابگو برای مافوق خود اند، در آنکور ها مدیریت معنی خاص خود را دارد و هر نقیصه یی که در یک بخش رخ دهد، افراد که در راس منجمنت شان قرار دارند، مقصر اند.
اما در افغانستان که مدیریت یعنی مانند آقای کرزی و شرکای حکومتی شان دهن خزانه را باز گذاشتن و گفتن که "بیا و به اندازه توان ات از خزانه ببر". و همچنان اگر یک پایین رتبه ترین کارمند را هم الی ریس  جمهور بخواهد بخاطر کم کاری مجازات کند، بنابر ارتباط داشتن منافع شان با آن فرد پایین رتبه یکجا بزرگان و حتی رهبران یکجا تکان میخورند.
در حملات اخیر که خیلی دلخراش و عده یی زیادی از هموطنان ما را به کام مرگ و یا تباهی کشانید، همه را میبینم که فقط شخص را مقصر میدانند. درست که آنشخص هم جز مقصرین اند، اما مقصر اصلی تشکیل دهنده گان این نظام و هم چنان قومی و گروهی سازی ادارات دولتی و همچنان ارگان های کشفی و امنیتی و دفاعی است که 16 ساال قبل تهدابگذاری شده است و همچنان تمام عناصر کشفی و امنیتی همان ارگانی مقصر اصلی اند که وظیفه همان ارگان و یا بخش را به عهده دارند و از دولت برای تشکیلات خود معاش و امکانات دریافت میکنند. امروز اگر یک و یا و یا چند نفر را در یک وزارت ولو به هر اندازه که کفایت و درایت کاری و مسلکی هم داشته باشند، باز هم نمیتوانند کاری به گونه معجزه آسا انجام دهند. چون اکثریت بزرگان یا شامل گروه های مافیایی شده و به مقام رسیده اند، و یا نظر به روابط قومی و گروهی شان. و همچنان در این 16 سال آهسته آهسته گروه های مافیایی و مخرب و تروریستی چنان در داخل نظام ریشه دوانیده اند که نمیشود به آسانی این ریشه ها را خشکانید.
اگر در حوادث که رخ میدهد، تنها یک فرد و یا دو فرد را تنها مقصر حوادث معرفی کنیم، پس این تشکیلات خصوصا بخش های دفاعی و امنیتی که بودیجه گزافی را هم سالانه به مصرف میرسانند، چی وظیفه دارند که یک و یا دو نفر چنان کارهایی داخل حیطه مسئولیت شان انجام میدهند که یک لشکر از دشمن نمیتواند؟؟؟ پس موجودیت تشکیلات امنیتی چی مفهومی دارد؟؟ مگر تمام تشکیلات را همان یک و یا دو فرد به دست خود برای شان چیده اند؟؟ آیا تمام تشکیلات شان از یک قوم اند؟ اگر بخاطر تامین امنیت مداخلات بیجایی صورت بیگیرد، چرا صدایی بر نمیاید که فلانی در فلان کار ما مداخله کرد و عاقبت چنین شد؟ اما بعد از واقعات به جای اقرا به ضعف های خود، صدا بلند میشود که چنین بود و چنان و فلان شخص نگذاشت. اگر نگذاشت پس مسئولیت جنابان عالی چیست؟ چی کار آید آن مقامی که ساحه کاری ما را دیگران پیش ببرند و دیگران به طبع دل خود خلاف مسئولیت اخلاقی ما کار شان را مطابق میل شان پیش ببرند؟؟
پس بهتر است تمام خائنین که در چوکات ادارات و ارگان ها از هر قومی که باشد، نفرین نشوند و مقصر دانسته نشوند؟
پست های شماره 1 هر ارگان در مجموع ملکی است و خصوصا دفاع. صلاحیت تمام قوای مسلح و کار های شان مربوط به لوی دریستیز میشود. قوماندان عمومی اردو همان لوی دریستیز است نه وزیر دفاع. ام ادر چنین حوادث همه شان مقصر اند نه یک و یا دو شخص.
آقای سخنگوی وزارت محترم دفاع!
چیگونه اهدافی است که در آن 10 نفر مسلح وارد قرارگاه مرکزی یک قول اردو میشود و صدها سرباز و افسر را به مفت سلاخی میکنند، باز هم در آن ناکام میشوند؟؟؟ مگر هدفی که میگویید ناکام شده اند چی است؟؟؟
و یا جز گفتن همین یک جمله چیز دیگری را نمیدانید؟؟؟

ارگان های امنیتی و دفاعی باید غیر سیاسی میشد:


دو سال قبل زمانی که جنرال دوستم یک جلسه با اعضای جامعه مدنی در قصر گلخانه داشتند، زمانی بود که تازه بحث تشکیل کابینه حکومت روی دست گرفته شده بود.
جنرال دوستم یکی از پیشنهاد هایش را به اعضای جامعه مدنی گفت که "ما قوای مسلح خیلی منظم و خوبی داشتیم. از عمده ترین علل فروپاشی ارگان های دفاعی و امنیتی رخنه کردن احزاب داخل قوای مسلح است. با سیاسی سازی این ارگان ها زمینه برهم خوردن نظام فراهم شد و تا امروز طعم تلخ آنرا با از دست دادن فرزندان خود و بدبختی کشور میپردازیم. بناءٌ اکنون هم از سیاسی شدن ارگان های دفاعی و امنیتی باید جداً خود داری شود و افراد سطح رهبری این ارگان ها باید نظر به لیاقت و درایت کاری شان توسط خود منسوبین شان تعین و معرفی شوند نه معادلات سیاسی از طریق احزاب و گروه های دیگر."
اما تا امروز هم همین طعم تلخ از قربانی شدن فرزندان کشور تلخ تر، و بدبختی کشور و مردم بیشتر میشود که از دلایل عمده آن سیاسی شدن و قومی شدن این ارگان هاست.
نظر به سوالات و جوابات آقای عطا محمد نور و عبدالله ، عزل آقای ضیا مسعود احتمالا جزء از معامله عطا محمد نور با ریس جمهور است. ورنه هردو خوب میدانند که هرچند تقی ضیا مسعود معاون حزب است، نه از آدرس حزب و نه از آدرس تیم انتخاباتی اصلاحات و همگرایی بلکه آدرس مستقیم قومی با ریس جمهور یکجا و بعد از پیروزی مقرر شده بود.
عبدالله نینگ قوم و یانچی لری که اولر نینگ اورنیگه جنرال دوستم اوزبیک بولیب اولتیرگن اوچون حکومت نینگ مشروعیت سیز دیب و حکومت نی توافقی دیب ثابت قیلیش گه هیچ نرسه کم قیلمه ی 3 ییل دن بیری اولگورگن. اما اوزبیک لری نیز خصوصا تینچ صاحب دیک شخصیت لری میز نینگ نیمه دلیل لری بار که اولر دن تقلید قیلیب توافقی دیب تکرار قیله میز؟؟؟ اولر که "بیزلر دن بولمه سه حکومت مشروع ایمس" دیب ایته دی. مگر بیزلر ایتیش میز شو می که "بیز لر بار میز اوشه اوچون حکومت مشروع ایمس" دیب؟؟؟ مگر اوزبیک لر نی اواز لری هیچ میدی؟
گاهی یورک قان یغله ی دی. آتیلا، چنگیز، تیمور، بابر و ... دیک دنیا نینگ یرم گه مینگ ییل دن آرتیق حکم سوریب کیلگن لر نی اولاد ه سی اوز قل لری گه قل بولگن.