Sunday, February 23, 2014

جنرال دوستم کیست؟

جنرال دوستم کیست؟


در افغانستان هیاهوی تبلیغاتی به نفع یا علیه این ‎یا آن شخصیت سیاسی، گاهی باعث شده است تا چهره‌هایی که بیشترین تأثیر را در شکل‎دادن وقایع مهم تاریخی داشته‎اند، از نظرها دور بمانند. پیروزی مجاهدین از وقایع مهمی بود که افتخار آن نصیب بسیاری‌ها شد؛ اما کسی که مجاهدین را به پیروزی رساند، هم از سوی برخی از رهبران اصلی مجاهدین ‎هم از سوی دشمنان آنان که طالبان باشد، هم از سوی نیروهای امریکایی و حکومت حامد کرزی که با حمایت امریکا روی کار آمد، به حاشیه رانده شد. اگر جنرال دوستم به خاطر برکناری جنرال مؤمن در برابر داکتر نجیب‎الله نمی‎ایستاد، آیا مجاهدین پیروز می‌شدند؟
جنرال دوستم پرقدرت‎ترین نیروی جنگی را در شمال اداره می‎کرد و در ماه‎های پایانی سال ۱۳۷۰ با استاد عبدالعلی مزاری، احمدشاه مسعود و استاد محقق اتحادی را تشکیل داد که همین اتحاد باعث سقوط حکومت داکتر نجیب‎الله و در نتیجه ورود رهبران مجاهدین از پاکستان به کابل شد. جنرال دوستم در زمان اوج‎گرفتن جنگ‌های میان‎گروهی مجاهدین به هزاران خانوادۀ بی‎جاشده که از کابل فرار کرده بودند، در بلخ امکان سکونت فراهم کرد و برای بسیاری از اهل هنر و استادان دانشگاه کابل امکان فعالیت در مراکز فرهنگی و دانشگاه بلخ را میسر ساخت. در شب و روزی که دانشگاه کابل و پلی‎تکنیک کابل و انستیتیوت علوم اجتماعی وقت، سنگرهای جنگ بود‎ و هزاران زن و کودک به جرم تعلق‎داشتن به قوم و مذهبی خاص کشته می‎شدند، دروازۀ تخنیکم نفت و گاز مزار شریف و دانشگاه بلخ و تمامی دیگر مراکز آموزشی دست‎کم در هفت ولایت واقع ‎در شمال که مناطق تحت ‎کنترل نیروهای جنرال دوستم و همراهان‎شان بود، باز بودند و دختران و پسرانی که از جنگ‎های کابل فرار کرده بودند‎ یا از ولایت‎های مرکزی و شمال‎شرقی برای آموزش به مزار شریف آمده بودند، با خیال آرام درس می‎خواندند. در همان روزگار، بیشتر از پنج‎صد کودک برای تحصیل به ترکیه فرستاده شدند که شماری از آنان امروزه از بهترین فرزندان جامعه محسوب می‎شوند و بعضی‎های‎شان دارای نقش مهمی در سیاست نیز می‎باشند. سمنگان، بغلان، قندوز، بلخ، جوزجان، فاریاب، سرپل و تا حدودی تخار به دست کسانی اداره می‎شد که به‎صورت مستقیم با جنرال دوستم در ارتباط بودند. سید‎منصور نادری در بغلان حاکمیت بلامنازع داشت و شخصیت‎های جهادی و فرماندهان مهم جنگی در دیگر ولایات همان راهی را می‎رفتند که امروزه مدافعان دموکراسی در پی ترویج آن‎اند. تلویزیون‎های محلی فعال بودند و مجریان زن در رادیوها و تلویزیون‎ها به اجرای برنامه می‎پرداختند. هزاران معلم زن در دورترین روستاها حقوق ماهوار دریافت می‎کردند؛ اما تلاش‎ها برای برهم‎زدن نظم و آرامش پیوسته ادامه می‎یافت، تا آن‎که جنرال ملک در تبانی با گروه طالبان جنبش ملی اسلامی به رهبری جنرال دوستم را دچار شکست سختی کرد و پای طالبان را که نتوانسته بودند بر نیروهای احمدشاه مسعود در شمالی پیروز شوند، از راه غرب به شمال کشانید. جنرال ملک در نخستین ساعات پس از تصرف ولایت بلخ متوجه شد که طالبان دوست او نیستند. او در پی بهانه‎ای برای سرکوب طالبان بود که ناگهان صدای نخستین تیراندازی‎ها علیه طالبان از محلۀ عمدتاً شیعه‎نشین موسوم به سیدآباد در مزار شریف شنیده شد و همان بود که بساط طالبان یک‎شبه از مزار شریف برچیده شد و حاکمیت محلی در دست جنرال ملک و نیروهای وفادار به او افتاد. جنرال ملک عملاً جانشین جنرال دوستم شد؛ اما اقتدار او دیر نپایید و با تهاجم مجدد طالبان او نیز شکست خورد. حمایت گستردۀ مردمی از جنرال دوستم در ولایت‎های فاریاب، جوزجان، سرپل، تخار و سمنگان باعث شد تا او بتواند در هماهنگی با احمدشاه مسعود، استاد عطا و استاد محقق نیروی جنگی تازه‎ای را گرد آورد و در کوهستان‎های سانچارک علم مقاومت علیه طالبان را برافراشته نگه دارد. در چنین شب و روزی بود که ابتدا در نهم سپتامبر دو مهاجم انتحاری ظاهراً عرب که خود را ژورنالیست معرفی کرده بودند، در انفجاری احمدشاه مسعود را به شهادت رسانیدند و متعاقب آن حملۀ یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد و امریکا قصد حمله بر طالبان را کرد و برای انجام چنین حمله‎ای به نیروهای شمال روی آورد؛ اما همین که پیروزی علیه طالبان محقق شد، جنرال دوستم از سوی امریکایی‎ها به حاشیه رانده شد و حتا یک بار چندین جت جنگی امریکایی بر فراز خانۀ او در شبرغان به پرواز درآمدند. این کار باعث رعب و وحشت کودکان و زنان در منطقۀ هزار‎فامیلی شبرغان شد. جنرال دوستم خود در مصاحبه‎ای در این باره با رادیوهای جهانی سخنانی گفت و از این اقدام نیروهای امریکایی ابراز تعجب کرد. حکومت حامد کرزی نیز بارها سعی کرد از طریق حمایت از دشمنان جنرال دوستم او را تضعیف کند. گاهی اکبربای را علیه او علم کرد و گاهی ‎حکایت پوشالی دشت لیلی و کشتار طالبان را به یاد جامعۀ جهانی و مدافعان حقوق بشر انداخت، گاهی نیز خانۀ او را در کابل محاصره کرد تا بلکه بتواند قدرت پوشیده و نفوذ این رهبر سرسخت را در‎هم بشکند؛ اما از آن‎جا که جمعیت‎های میلیونی مردم او را رهبر خود می‎دانسته‎اند و می‎دانند، کسی نتوانست او را از پای درآورد. او اکنون ‎قصد کرده تا در صحنۀ سیاسی قدرت اصلی خود را به رخ آن‎هایی بکشد که سال‎ها او را نادیده گرفتند و علیه او اقدام کردند. بدون هیچ شکی طالبان اگر از کسی بترسند، آن کس جنرال دوستم خواهد بود؛ چرا که بارها در برابر او شکست خورده‎اند. حقایق تاریخی چیزهایی نیستند که بتوان با هیاهوی تبلیغاتی خاک نسیان بر آن‎ها پاشید. مردم به‎خوبی می‎دانند که چه کسانی در پی زر‎اندوزی بوده‎اند و با خون میلیون‌ها شهید بازی کرده‎اند و امروزه قدرت اقتصادی کشور را در دست دارند. آن‎ها نیز می‎دانند که چه کسانی مدام رنج برده‎اند و با آن‎که آهی در بساط نداشته‎اند، در میان مردم محبوب مانده‎اند و دمی از تلاش و سعی برای بهتر‎کردن اوضاع زندگی مردم فروگذار نکرده‎اند.

No comments:

Post a Comment