در افغانستان با تآسف که باز هم مانند سالهای قبل از 1370 به سوی تحریکات اقوام به مقابل یک قوم به پیش میرود که اصلا مایه نگارنی خیلی جدی است. گروهی از گرداننده گان فیسبوکی با هویت کاذب و یا وابسته، هم چنان عده یی از رسانه ها تلاش دارند تا باز اقوام را به مقابل یک قوم دیگر تحریک داده و از گل آلود شدن آب، ماهی خود را بیگیرند.
این گروه ها هر واقعه را جنبه قومی و سمتی داده و اذهان مردم عام را زهرآگین ساخته و در مقابل اقوام مورد هدف شان ایجاد نفرت کرده و سبب دور شدن شان از دولت شده و آماده شکار مناسب و کم زحمت برای شکارچیان حامی همین گرداننده های فیسبوکی و رسانه یی میشوند.
اما حوادث اخیر مانند شفاخانه 400 بستر نظامی و قول اردو را از دید غول های تبلیغانی نه بلکه از دید حقایق بیبینیم و اگر این حملات هدف های قومی داشته باشد، باید به نفع آن قوم تمام شود و حکومت داری هم با دور شدن مردم نه بلکه با نزدیک شدن مردم تحقق میابد. اما این حوادث که اگر آن قوم به هدف قومی انجام داده باشد که اصلا ذهنیت مردم را بحای تسخیر، علیه خود میسازند. مگر اینقدر بی عقل اند که با دور ساختن مردم به اهداف سیاسی شان برسند؟
نخیر چنین نیست. بلکه کسانی اند که از میل سلاح صاحب آرگاه و بارگاه شده اند و از برکت آن نان خورده اند و بخاطر حفظ آن از هیچ کاری دریغ نمیکنند ولو از هر قومی هم باشند. برای شان فرقی ندارد که تمام قوم خود شان هم قربانی شود طوری که در سال های بعد از 70 الی امروز هم دیدیم. و همین افراد حامی اصلی تروریزم اند و با سازمان دهی عملیات اینچنینی مانند سالهای قبل از 70 سایر اقوام را میخواهند هدفمندانه علیه یک قوم قرار داده دوباره تامین منفعت کنند.
تنها به کدام حرف زدن چند انتحاری دلیل به دست داشتن تمام قوم آن و یا هدف قومی داشتن آنها هرگز نمیباشد. همچنان همه میدانند که امروز منطقه وزیرستان پاکستان یک مرکز تجارت انتحاری شده و هرکی میتواند با تادیه پول انتحاری بدست آرد و به هدف مورد نظر خود استفاده کند.
