Tuesday, April 25, 2017

ضیا مسعود مملکت نی ایکینچی شخصیت دیب عبدالله نی ایته دی و جمهور ریسی نی بیرینچی اورون باسر که ایکینچی شخص، کوز یومه دی، بیر طرف دن اوزبیک لری میز اوندن آرقه داش لیک و عزل بولگن اوجون قیغوداش لیک کورسه ته دیلر. ینه کوپ تاسف و اویت جای که آیینه تلی کانال میز هم اونینگ توپه توغری نشر قیله دی.
باشقه لر حکومت دن تشقری قالگن پیت ده قرشی لیک شعار بیره دی کی باشقه لر نی حکومت دن اوزاق قیلیب چیقه ریب اوز امتیاز آلیب و یا اوز نی قیته دن جای بیریش گه چانس کوپه ل سه. اما بیزلر اوز میز همیشه حکومت نینگ ایچی ده بولگنیمیز ده هم قرشی بوله میز و قولمیز گه بار نی هم یوقاته میز.
سال گذشته وقتی کمین در مسیر غورماچ برای جنرال دوستم گذاشته شد، رسانه ها و گرداننده های فیسبوک آنقدر بازار را داغ ساخته بودند که گویی دنیایی سرچپه شده، اما زمانی که اکشن جنرال دوستم را استاد عطا محمد نور در ولایت بلخ که به گفته خودش و هوا خواهانش مرکز امپراطوری اش هم هست، میخواست انجام دهد، وقتی با عین شکل کمین برابر میشود و حدود 100 تن از سربازان یا جان میبازند و یا زخمی میشوند و عده زیادی هم اسیر مخالفین میشوند، رسانه چنان خاموش اند که گویی آب از آب تکان نخورده است.
این هم یک بام و دو هوای رسانه یی
خیلی درد آور است وقتی میبینی سرزمین ات گاهی لابراتوار امتحان سلاح این و گاهی آن میشود. اما در لابلای این درد ها گاهی به چیز هایی خیلی خنده آور و مزخرف سر میخوریم که درد آکنده با خنده میشود.
یک عده که تا دیروز خود جیره خوار آمریکا بودند و دکان دین در بازار سیاست باز کرده بودند، و عین کار را میکردند که امروز طالب و داعش و القاعده میکند. اما امروز که آمریکا و متحدین اش آن پروژه خود را از آنها گرفته و به دیگران داده اند، با بی شرمی تمام شعار ضد آمریکا را میدهند. و عده ی دیگر را بی دین  خطاب میکنند. ولی حتی بی دین ها هم که چی بودن شان معلوم است بهتر است از آن دین فروشانی که نه دین داری شان معلوم است و نه بی دینی شان.
همچنان عده ی دیگری که همیشه لاف از سیستم و اردو و توان داشتن حکومت شان در دوران قبل از مجاهدین میزنند، در حقیقت خود شان با ایجاد وحشت مانند داعش و طالب با نام و شعار متفاوت سبب عرض وجود افراد فوق الذکر شده اند. در حالیکه سیستم دولتی از دولت های قبل از ایشان برای شان رسیده بود

درزاب و قوشتیپه اولوس لیگ لری نینگ تینچسیز لیک باره سیگه


درزاب و قوشتیپه اولوس لیگ لر گه هر کون اوروش و هر کون ایکی تامان دن هم اوزبیک اوله دی و هم اوروش سبب دن هم اوزبیک لریا اوله دی و یا ضرر کوره دی. و فقط درزاب و قوش تیپه ایمس بلکه اوزبیک لر یشه ی دیگن جای لر تقریبا برچه سی شوندی حالت ده.
جنوب و شرق و غرب که بار ایکی قوم لر ایکی سی هم حکومت نینگ شریک لری. بیر بیری دن حذر قیلیب هم بیر تاش آتکن ده ایکی تاش نی قیره دی و هر بیر تینچ سیز لیک کیلگن ده بیر بیری اوچون سیس چیقره دیلر. اوشه اوچون 16 ییل دن بیری هر بیر تینچ سیز لیک هر جای گه یوز بیرگن ده تیز ده مهار قیلگن لر و  فقط سیاسی هدف لر گه ایش آله دیلر.
اما اوزبیک فقط ایکی تامان دن اوله و برچه قوم لر تماشا کوره دیلر. چونکه اوزبیک هر قنچه اوز ایچی گه اوروش سه اوشه اندازه بولر نینگ حکومت دوام تاپه دی. و اوزبیک لر حکومت دن حق آلیش دن محروم قاله دی، تحصیل دن اوزاق قاله دی، هر اوزبیک که اوله دی حقیقت ده بیر عایله تباه بوله دی. اما اوزبیک لریمیز دن هیچ کیم نه سیس چیقره دی و نه پروا قیله دی.
بیر تعداد لر خواه جنبشی بولسین و خواه غیر جنبشی فقط شو انتقاد بیر بیری دن قیلسه و بس. باشقه نرسه نی بیلمه ی دیلر. و هر بیری سی نی آلدیگه بارسه ینگ بار پروگرام لری شو که اوزبیک آدرس دن مقام گه یتیشسه و معاش و امتیازات آلیب تا برطرف بولگین چه باشقه نی ایس له مه ی و اما برطرف بولگن دن اوزبیک حق دیب ایس گه کیلسه.
مگر شو ایل میز نی امنیت و تینچ لیکی هم حق می یا یوق؟ مگر شو طالب و داعش بوله دیگن لر هم کوپ سی بیکار لیک دن شکار بوله می یا فقط ذهنیت دن؟ مگر هر بیر ایگیت که تینچ سیز لیک سبب دن میلتیغ کوته ره دی، میلتیغ کوته ریش اورنیگه قلم آلیب تحصیل قیلسه، حق اوزبیک می یا فقط نیچه ته شعر فیسبوک گه یازیب و نیچه ته شاعرانه سوز ایتیب آچ قارنی میز بیلن اولتیرگن حق می؟؟؟
یوق شعر و شاعر لیک بیلن حق آلیب بولمه ی دی، فیسبوک گه چیقیب موقف و شخصی منفعت قولدن کیتگن دن شکایت قیلگن بیلن حق آلیب بولمه ی دی. بلکه هر بیر اوزبیک نی تینچ یشه ماق، تحصیل قیلماق، ایش تاپیب مصروف بولماق، روزگار نی آبرومندانه اوتکرماق، راحت راق یشه ماق، .... بولر نی حق دیب ایته دیلر. بو نرسه لر مردم نینگ حق حساب بوله دی نه بیر نیچه مقام و موقف نیچه شخص گه.

از صفحه هارون نجفی زاده
Apr 06, 2017




دیشب ژنرال دوستم در نشست سه ساعته در دلش را باز کرد؛ او می‌گفت مشکل افغانستان که طالبان، داعش یا القاعده نیست، مساله اساسی نبود یک رهبر ملی است که بتواند همه را مانند پدر زیر چتر خود جمع کند، اجماع ملی تشکیل دهد و از همه نیرو و ظرفیت برای آبادانی افغانستان استفاده کند.

Wednesday, June 3, 2015

کارِ «بودا» مبارزه با انجماد فکری است.

کارِ «بودا» مبارزه با انجماد فکری است.


جعفر «رسولی»؛ نویسنده و دپلومات
سه‌شنبه ۱۲ جوزا ۱۳۹۴ ه‍.ش.

یاداشت داکتر کریم پاکزاد با عنوان" بودا کیست؟" بهانه ی شده است برای بحث بیشتر. من که به ندرت در صفحات دوستان نظر می دهم؛ یاد داشتی در صفحه ی داکتر پاکزاد نوشتم و موضوع وجود استبداد سیاسی و فکری را در افغانستان مطرح کردم. گفتم: کار بودا نه دین ستیزی بلکه مبارزه با انجماد فکری است. سپاسگزارم از جناب ایشان که به یاداشت مختصر من جواب به نسبت مفصل نگاشتند. در باره چند موضوع مهم که داکتر پاکزاد و دیگران مطرح کردند؛ مختصر و در حد حوصله خوانندگان فیس بوک ابراز نظر می کنم. 
کسی نوشت: تعریف ات از دین ستیز چیست؟
دین ستیز کسی است که عملاً برای محو دین تلاش کند. کسی که خود دین ندارد و کاری با دین و اعتقادات دینی دیگران هم ندارد؛ دین ستیز نیست؛ بلکه بی دین است. تعبیر دین ستیز به کرات بکار می رود. در صفحات مجازی یا چاپی بسیار دیده می شود. تعبیر "دین ستیز" را به عمد بکار می برند. استفاده کننده آن مقصد خاص دارد. افراد که دارای جایگاه خیلی بلند اجتماعی و سیاسی هستند؛ نیز چنین می کنند. تصور می کنم پارسال بود که سید ابوطالب مظفری این عبارت را در نوشته ی در مذمت جوانان هزاره بکار برد. 
آیا پندار من، سید ابوطالب مظفری، کریم پاکزاد یا آیت الله محقق کابلی یا محسینی قندهاری دین است؟ اگر کسی خلاف آن را گفت؛ دین ستیز می شود؟ آیا دیدگاههای آدم های با سواد و متخصص دین است؟ آیا دین یک رشته علمی است که دیدگاه صاحب نظران آن رشته مهم باشد؟ کیست که نداند هر متخصص درجه اول رشته های علمی هم اشتباهات بسیار داشته اند؟ آیا تعداد زیاد از نظریات ارسطو که بیش از یک هزار سال معتبر شناخته می شد؛ رد نشده است؟ شاید کسی بگوید دین در کلام خدا-قرآن- توسط پیامبرش آمده است. سوال این است که قرآن را کی می خواند؟ انسان. آیا انسان در درک یک متن اشتباه نمی کند؟ با فرض این که غرضی هم در کارش نباشد. 
بی اعتنایی فزاینده نسل امروز در حقیقت به تعریف نسل پیشین از دین است نه دین ستیزی. در واقع رد کردن پندارهای احمد و محمود است از دین. آیا پندار های احمد و محمود عین دین بود که رد شدن آن مساوی با رد اصل "دین" باشد؟ انکار دیدگاه دینی نسل پیشین توسط نسل نو از نظر دینی خطا نیست. اسلام در آغاز از پدر کلان حضرت محمد(ص) به وی به ارث نرسیده بود. در آغاز اسلام روحانیت وجود نداشت. تفاوت اسلام با مسحیت کاتولیک در این بود که بر خلاف مسحیت بین خدا و بنده میانجی یا واسطه وجود نداشت. هر فرد مستقل، خود اسلام را می شناخت و ایمان می آورد. آیا نسل امروز حق ندارد که بگوید شناخت من از اسلام همین است و طبق شناخت خود رفتار می کنم؟ 
بحث دوم، اکثریت است. می گویند ملت مسلمان است؛ 99% چنین می اندیشند باید لاجرم همه همین قسم بیاندیشند! پذیرفتن اکثریت تنها در سیاست درست است وبس. البته، در سیاست اکثریت می تواند کرسی را بگیرد اما نمی تواند مثلا قانون تصویب کنند که اقلیت قتل عام شوند. در میدان فکر و اندیشه پذیرفتن رای اکثریت و پیروی از اکثریت به انجماد فکری می رسد؛ چیزی که در افغانستان قرنهاست که حاکم می باشد. از نظر مذهبی، نظر اکثریت بر فرد حجت نیست. از لحاظ تاریخ اسلام، اسلام بر مبنای رای اکثریت بناء نگردید. دوم، نظر مردم همواره در حال تغییر اند. روزی به صلیب کشیدن مسیح(ع) را اکثریت قبول داشتند. روزی سنگ باران کردن محمد (ص) را اکثریت اجتماع زمان تصدیق می کردند؛ روزی اکثریت فکر می کردند که زمین گرد است؛ روزی محاکمه سقراط را اکثریت عدالت می دانستند. استبداد اکثریت بد ترین نوع استبدادهاست. 
از دگر اندیشی نسل امروز نباید نگران بود. از نسل گذشته باغ های سبز، زمین های آباد، کاخ های بلند، کتابخانه های معتبر به ارث نرسیده است که نسل حاضر در نگهداری آنها ممکن است بی دقتی کنند. از نسل پرادعای دین دار! چیزی بیش از یک سرزمین سوخته باقی نمانده است.